العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

51

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

قائم به آن است . ] و بر واجب الوجود حلول محال است و از اين رو ، ضدّ به معناى ياد شده ندارد . [ ضدّ معناى ديگرى نيز دارد ، ] و گاهى بر چيزى اطلاق مىگردد كه با چيز ديگر در قوّه [ كه مبدأ افعال است ] برابر و مانع از تأثيرگذارى آن مىباشد ، [ مانند نمك كه اگر در آبى كه شكر در آن است ، ريخته شود ، مانع از آن است كه شكر آن آب را شيرين كند . ] و ما [ در جاى خود ] بيان كرديم كه خداى متعال مثل ندارد ، و از اين‌رو مشاركى براى او در قوه نيست . المسألة الثانية عشرة : في أنّه تعالى ليس بمتحيز قال : و التحيّز . أقول : هذا عطف على الزائد أيضا ، فإنّ وجوب الوجود يقتضي نفي التحيّز عنه تعالى ، و هذا حكم متفق عليه بين أكثر العقلاء ، و خالف فيه المجسّمة . و الدليل على ذلك أنّه لو كان متحيزا لم ينفك عن الأكوان الحادثة ، و كل ما لا ينفك عن الحادث فهو حادث - و قد سبق تقرير ذلك - و كلّ حادث ممكن فلا تكون واجبا ، هذا خلف ، و يلزم من نفي التحيز نفي الجسمية . - 12 - خداى تعالى مكان ندارد متن : و [ وجوب وجود دلالت مىكند بر نفى ] مكان داشتن . شرح : اين عبارت نيز عطف بر زائد است . زيرا وجوب وجود مقتضى نفى مكان دارى از خداى متعال است . اين حكم ميان بيشتر عقلا مورد اتفاق است ، ولى مجسّمه [ - كسانى كه قائل به بدن براى خداى متعال بودند ] در اين مسأله مخالفت كرده [ و براى خداوند مكان قائل شده‌اند . ] دليل بر اين‌كه خداوند مكان ندارد آن است كه اگر خداوند مكان مىداشت از